انیمیشن سال هاست که از سینمای ابرقهرمانی جلو زده است

به گزارش مجله چایی، در سال های اخیر، سینمای ابرقهرمانی بیش از هر زمان دیگری با مشکل تکرار، یکنواختی و فرمول های آشنا روبه رو شده است. در چنین شرایطی، شاید جالب ترین اتفاق نه در سالن های سینما، بلکه در تلویزیون و سرویس های پخش آنلاین در حال رخ دادن باشد؛ جایی که مجموعه هایی مانند بتمن: مبارز شنل پوش (Batman: Caped Crusader)، ماجراهای من با سوپرمن (My Adventures with Superman) و مردان ایکس 97 (X-Men 97) توانسته اند روح کمیک بوک ها را به شکلی تازه بازآفرینی نمایند.

انیمیشن سال هاست که از سینمای ابرقهرمانی جلو زده است

این مجموعه ها نه تنها از نظر داستانی به منبع اصلی وفادار مانده اند، بلکه هر کدام هویت بصری و مسیر هنری مشخصی برای خود ساخته اند؛ مسیری که به آن ها اجازه می دهد شخصیت های آشنا را از زاویه ای متفاوت ببینند و ظرفیت هایی را آشکار نمایند که در فیلم های سینمایی کمتر فرصت ظهور پیدا نموده اند.

خواندنی ها

5 تیم کمیک های دی سی که لیگ عدالت نیستند، اما بارها دنیا را نجات داده اند!

سوپرگرل در سینما، کارا در تلویزیون

سوپرگرل (Supergirl)، دومین فیلم از دنیای سینمایی نو دی سی، یکی از بزرگ ترین شکست های گیشه در سالی پربار برای سینماها بود. البته نمی توان آن را لزوما بدترین فیلم سال دانست، اما شاید یکی از ناامیدنماینده ترین نمونه ها باشد. فیلم که بر اساس کمیک تحسین شده سوپرگرل: زن فردا (Supergirl: Woman of Tomorrow) ساخته شده، از حضور میلی آلکاک در نقش اصلی بهره می برد، اما خارج از بازی او چیز چندانی برای عرضه ندارد.

خواندنی ها

سرانجام بندی سوپرگرل (2026) چه تفاوتی با کمیک دارد و چرا این تغییر به نفع فیلم است؟

این در حالی است که منبع اقتباس، اثری چشمگیر و سرشار از ایده های بصری و دراماتیک بود. فیلم سینمایی اما دنیای تیره، محدود و تا حدی بی روح برای کارا می سازد؛ دنیای که در آن بسیاری از ایده ها و الگوهای آشنای آثار علمی-تخیلی بدون آنکه عمق چندانی پیدا نمایند، کنار هم نهاده شده اند. داستان می توانست فرصت خوبی برای پرداختن به خشم، اندوه و بحران هویتی کارا باشد، اما در نهایت چندان به این لایه ها نزدیک نمی گردد.

طنز ماجرا اینجاست که درست زمانی که نسخه سینمایی نتوانسته بود ظرفیت های این شخصیت را به نمایش بگذارد، یک نسخه بسیار پیروز تر از کارا در تلویزیون حضور داشت. ماجراهای من با سوپرمن (My Adventures with Superman) روایتی تازه از سال های ابتدایی زندگی و فعالیت مشهورترین ابرقهرمان دنیا ارائه می دهد. اگرچه کلارک کنت محور اصلی داستان است، کارا در فصل دوم وارد مجموعه شد و در فصل سوم، که قسمت سرانجامی آن یکشنبه پخش شد، به یکی از شخصیت های اصلی تبدیل شده است.

کارا با صداپیشگی کیانا مادیرا در این مجموعه، شخصیتی کاملا متفاوت دارد: فاتحی بین کهکشانی که تحت شست وشوی مغزی نهاده شده و حالا کوشش می نماید گذشته خود را جبران کند. او همزمان مقتدر، بامزه و دوست داشتنی است و رابطه عاشقانه اش با جیمی اولسن، در کنار چالش های روزمره و ماجراهای علمی-تخیلی، با لحن پرنشاط مجموعه هماهنگ شده است. اگر فیلم سینمایی تنها گوشه ای از ظرفیت های کارا را نشان می دهد، این مجموعه زمان کافی در اختیار دارد تا شخصیت او را از زوایای مختلف آنالیز کند.

سه برداشت متفاوت از دنیای کمیک

ماجراهای من با سوپرمن تنها نمونه پیروز این رویکرد نیست. این مجموعه یکی از سه انیمیشن مهم تابستانی بر اساس کمیک هاست؛ در کنار مردان ایکس 97 (X-Men 97) از دیزنی پلاس که فصل دوم آن به تازگی به سرانجام رسیده و بتمن: مبارز شنل پوش (Batman: Caped Crusader) از پرایم ویدیو که فصل دوم آن اواخر ژوئیه منتشر شد.

هر سه مجموعه مخاطبان نوجوان و بزرگسال را هدف گرفته اند و هیچ کدام کاملا بی نقص نیستند، اما یک نکته مهم را روشن می نمایند: شاید شخصیت های کمیک بوکی اساسا برای داستان گویی سریالی مناسب تر از آن چیزی باشند که هالیوود در سال های اخیر تصور می کرد.

یکی از انتقادهای همیشگی به موج فیلم های ابرقهرمانی در دهه گذشته، شباهت بیش از حد آن ها به یکدیگر بوده است. فیلم ها بارها از همان الگوهای داستانی، همان ریتم و همان ساختارهای آشنا استفاده نموده اند. در مقابل، این سه مجموعه هر کدام هویت هنری مستقلی دارند. آن ها ضمن حفظ ارتباط با ریشه های کمیک بوکی خود، به سراغ سبک، لحن و دنیا بصری متفاوتی رفته اند.

ماجراهای من با سوپرمن؛ انسانی تر کردن یک قهرمان شکست ناپذیر

ماجراهای من با سوپرمن با الهام از انیمه های اوایل دهه 2000 ساخته شده و در مقایسه با بسیاری از آثار ابرقهرمانی، حال وهوایی سبک تر و صمیمی تر دارد. سریال نبردها و تهدیدهای بزرگ را جدی می گیرد، اما در مرکز داستان، زندگی شخصی کلارک، رابطه او با لوئیس لین و کوششش برای شناخت جایگاه خود در دنیا واقع شده است.

همین تمرکز بر شخصیت ها یکی از نقاط قوت اصلی مجموعه است. رابطه کلارک و لوئیس به سوپرمن وجهی انسانی می دهد و باعث می گردد مخاطب به جای تماشای صرف قدرت های او، با خود شخصیت ارتباط برقرار کند. اگر فیلم سوپرمن (Superman) جیمز گان در بازآفرینی خوش بینی و معصومیت این شخصیت با چالش هایی روبه رو بود، این انیمیشن مسیر رسیدن به همان حس را بسیار طبیعی تر طی می نماید.

خواندنی ها

8 سریال برتر سوپرمن از بدترین تا برترین

بتمن: مبارز شنل پوش؛ بازگشت به روزهای تاریک شوالیه گاتهام

بتمن: مبارز شنل پوش نیز داستان خود را به سال های ابتدایی فعالیت بروس وین بازمی گرداند، اما مسیر متفاوتی در پیش می گیرد. این مجموعه با الهام از کمیک های نخستین بتمن در دهه 1940، حال وهوایی نوآر و جنایی دارد و به وسیله بروس تیم، یکی از خالقان مجموعه کلاسیک بتمن: مجموعه انیمیشنی (Batman: The Animated Series)، ساخته شده است.

در حالی که ماجراهای من با سوپرمن فضایی روشن و پرنشاط دارد، مبارز شنل پوش به سراغ پالت رنگی تیره، طراحی لباس های دهه 1940 و پرونده های جنایی می رود. نتیجه، برداشتی است که بیشتر از یک داستان ابرقهرمانی معمولی، به یک نوآر کلاسیک شباهت دارد. همین هویت مستقل باعث شده مجموعه بتواند تصویری متفاوت از بتمن ارائه دهد؛ تصویری که در بعضی جنبه ها حتی از کوشش های سینمایی اخیر برای بازتعریف این شخصیت پیروز تر عمل می نماید.

خواندنی ها

کارتون بتمن: شوالیه شنل پوش یادآور فیلم های شوالیه تاریکی است

مردان ایکس 97؛ نوستالژی با چهره ای بزرگسالانه

مردان ایکس 97 (X-Men 97) شرایط متفاوتی دارد. این مجموعه ادامه مستقیم سریال محبوب مردان ایکس (X-Men) محصول 1992 است و داستان را از همان نقطه ای ادامه می دهد که مجموعه اصلی متوقف شد. با این حال، سازندگان صرفا به بازسازی نوستالژی اکتفا ننموده اند و فضای داستان را برای مخاطبان قدیمی، جدی تر و بزرگسالانه تر نموده اند.

سبک انیمیشن نیز به شدت به ظاهر و زیبایی شناسی مجموعه اصلی وفادار است؛ به شکلی که تماشای آن می تواند همان حس ورق زدن شماره های قدیمی کمیک را زنده کند. در عین حال، سریال از آزادی بیشتری برای پرداختن به شخصیت ها و روابط میان اعضای گروه برخوردار است.

البته کیفیت این سه مجموعه کاملا یکسان نیست. ماجراهای من با سوپرمن از منسجم ترین مسیرهای داستانی برخوردار بوده و توانسته ترکیبی سرگرم نماینده از اکشن، کمدی و روابط شخصیت ها ارائه دهد. فصل نخست بتمن: مبارز شنل پوش شروعی امیدوارنماینده داشت و فصل دوم با داستان گویی سریالی گسترده تر، جاه طلبانه تر شد. مردان ایکس 97 نیز فصل اول بسیار قدرتمندی داشت، هرچند فصل دوم به علت آشفتگی در روایت با افت محسوسی روبرو شد؛ مسئله ای که احتمالا تحت تاثیر تغییرات پشت صحنه و اخراج بو دمایو، نویسنده اصلی مجموعه، نهاده شد.

وقتی سریال فرصت بیشتری برای کمیک ها فراهم می نماید

با وجود این تفاوت ها، هر سه اثر یک مزیت مهم دارند: زمان. انیمیشن سریالی مجبور نیست در دو ساعت، ده ها شخصیت و چندین خط داستانی را معرفی و جمع بندی کند. این فرمت به سازندگان اجازه می دهد شخصیت های فرعی را جدی بگیرند، روابط را به تدریج بسازند و داستان هایی را روایت نمایند که شاید برای یک فیلم سینمایی بیش از حد گسترده باشند.

مردان ایکس 97 نمونه خوبی برای این موضوع است. با وجود ضعف های فصل دوم، سریال هنوز فرصت دارد برای اعضای مختلف تیم زمان بگذارد؛ اتفاقی که در فیلم های سینمایی مردان ایکس کمتر رخ داد. در آن فیلم ها معمولا ولورین در مرکز توجه قرار می گرفت و بسیاری از شخصیت های دیگر به حاشیه رانده می شدند. حتی شخصیتی مانند سایکلاپس که در کمیک ها اهمیت زیادی دارد، در نسخه سینمایی اغلب چنان پرداخت می شد که جذابیت چندانی پیدا نمی کرد.

در زمان نگارش این مطلب، مارول خود را برای معرفی ترکیب نو مردان ایکس در رویداد D23 آماده می نماید. باید منتظر ماند و دید نسخه سینمایی بعدی این گروه چه مسیری را انتخاب خواهد نمود. اما اگر این بار هم نتیجه رضایت بخش نباشد، دست کم یک راه فرار مطمئن وجود دارد: دنیای انیمیشن که نشان داده هنوز می تواند از دل شخصیت های قدیمی کمیک، چیزی تازه، جسورانه و تماشایی بیرون بکشد.

منبع: IndieWire

منبع: دیجیکالا مگ
انتشار: 4 شهریور 1405 بروزرسانی: 4 شهریور 1405 گردآورنده: teaslimming.ir شناسه مطلب: 1904

به "انیمیشن سال هاست که از سینمای ابرقهرمانی جلو زده است" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "انیمیشن سال هاست که از سینمای ابرقهرمانی جلو زده است"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید